اخمالوی قشنگ من

دیروز ۸/۱۲/۸۸ یه موجود کوچولوی دوست داشتنی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با ورودش به این دنیا باعث شد که ما یه عالمه احساس شاد بودن کنیم.انشالله قدمش برای پدر و مادرش خیر و مبارک باشه.
البته من و سعید هنوز موفق به دیدن سارا کوچولو نشدیم ولی مطمئنم که خیلی ناز و دوست داشتنیه در اولین فرصت عکسش رو براتون می ذارم.
یه خبر دیگه اینکه آقا سینا جمعه ۷/۱۲/۸۸ بی دندون شد قیافش خیلی با نمک شده... البته نمیدونیم چه بلایی سر دندونش اومده احتمالا بدون اینکه خودش متوجه بشه قورتش داده.....
تا دیدم دندونش نیست بهش گفتم سینا دندونت افتاده .... ندیدی کجا افتاد..... گفت مامان فکر کنم قورتش دادم برو تلمبه دندون گیر بیار بیاریمش بیرون....
من: مامانی تلمبه دندون گیر دیگه چیه.... از همونا که دندونو قورت می دی میره تو شکم و دندونو میاره بیرون....
از دوستای گلم می خوام هر کس اطلاعی در مورد محل فروش تلمبه دندون گیر داره سریعا به ما اطلاع بده ... شدیدا یه دونه احتیاج داریم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به همه دوستای گل و مهربونم
اول ازهمه دوستای عزیزم که توی این چند ماه به من سر زدن و من آپ نبودم معذرت می خوام ![]()
![]()
![]()
چند تا مشکل کوچولو برام پیش اومده بود که خدا رو شکر برطرف شد
از اونجاییکه دوربین عکاسی ما خراب شده و گوشی موبایل من هم فوق ابتداییه و دوربین نداره فعلا عکس جدیدی از سینا ندارم و به همین علت چند تا از عکسهای فسیل شدش رو براتون می ذارم


از اول مهرماه کلاسهای پیش دبستانی سینا شروع شده... البته تو همون مهد کودک قبلیشه تازه می فهمم مادرایی که بچه کلاس اولی دارن چی می کشن ...دو روزی می شه که خاله یاسمن یه شعر بهمون داده که برای جشن آخر سال با سینا تو خونه تمرین کنیم
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیوان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر
زنام و نشان و گمان برتر است نگارنده برشده گوهر است
سخن هر چه زین گوهران بگذرد نیابد بدو راه جان و خرد
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
تمام موهای من و بابا سعید تو خونه به حالت برق گرفته در اومده و کلی با هم ارکس راه انداختیم و این شعر رو با هم تکرار کردیم ![]()
![]()
![]()
![]()
به روشهای مختلف یه مصرع من، یه مصرع بابا سعید، یه بیت من، یه بیت با با سعید بعد از کلی خلاقیت به خرج دادن تازه گل پسر ما دو بیت از این شعر رو حفظ شده..... خدا به داد من برسه سال دیگه.... ![]()
![]()
![]()
![]()
ناگفته نماند که سینا خیلی بچه باهوشیه و تو حفظ کردن کارتونهایی که میبینه استاده و تمام دیالوگ های کارتونهایی رو که میبینه مو به مو حفظه.... فقط تو شعر حفظ کردن یه ذره من و بابا سعید رو امتحان می کنه ببینه ما بلدیم شعر حفظ کنیم یا نه؟؟

دیروز داشت کارتون سیندرلا رو نگاه می کرد گفت مامان ببین نامادریه سیندرلا چقدر بدجنسه؟
من : مامان جون نامادری یعنی چی؟
سینا: یعنی مادری که برای خودش نیست و پدرش براش انتخاب کرده...
من: کی پدر می تونه نامادری انتخاب کنه؟؟
سینا: وقتی که مادر مرده باشه یا ازدواج کرده باشه...
من که اصلا فکرشم نمی کردم که بدونه نامادری یعنی چی... تا دو ساعت این شکلی بودم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سینا توی دستشویی در حالیکه آستینهای لباسش رو تا آرنج خیس کرده
عزیز(مامان من): ووااااااااااااااااااای سینا چیکار کردی؟
سینا: عصبانی نشو .. عصبانی نشو... همه چیز تحت کنترله.... ![]()
![]()
![]()
این یه تیکه از همون دیالوگهاییه که از کارتونها حفظ کرده تا در موقع لزوم ازش استفاده کنه...


بالاخره بعد از ۷ سال زندگی تو خونه 58متری اگر خدا بخواد تا چند روزه دیگه به خونه جدیدمون که کمی بزرگتره اسباب کشی می کنیم دعا کنید همه چیز همونطور که برنامه ریزی کردیم پیش بره و مشکلی پیش نیاد ....
در آخر یک عکس هم از ثمین خانم ببینید
تا درودی دیگر بدرود ![]()
![]()
هفته پيش بالاخره تونستم مرخصي بگيرم و بريم شمال.....
جاتون خالي خيلي خوش گذشت فعلا عكسها رو ببينيد بازم بر مي گردم....
سينا و ثمين
ثمين خانم كه معرف حضورتون هستن دختر دايي سينا
سينا و ثمين از ديدن آقا گاوه خيلي خوشحال شده بودن ... كلي التماسشون كرديم تا وايستادن ازشون عكس بگيريم مي خواستن آقا گاوه رو ناز كنن
عكس يادگاري سينا با خانواده غازها
ماشاءالله چه خانواده پر جمعيتي ام دارن نمي دونم تو اين گروني چطوري زندگي مي كنن ...
اين ني ني خوشگل امير ارسلان خان پسر خاله ثمينه البته نوه خاله خودم هم هست.... خوب ما اينينم ديگه .... قربونت برم من اينقدر خوشگل مي خندي نمك من...
باي باي
.jpg)
دانی از زندگی چه می خواهم؟من تو باشم، پای تا سر تو......
زندگی گر هزار باره بود،بار دیگر تو،........... بار دیگر تو..........
همسر مهربونم سی امین سالروز تولدت
مبارک
.jpg)

سینا شدیدا به نقاشی کشیدن علاقه داره و تو خونه دائما مداد رنگی هاش و دفتر نقاشیش وسطه و هر نقاشی که می کشه میاد به من نشون میده و من کلی ذوق می کنم.
سینا: مامان بیا نقاشیمو ببین
من: واااااااااااااااای چقدر قشنگه توضیح بده ببینم چی کشیدی؟؟
سینا: این پرچم ایرانه(دقت کنید چقدر آرم پرچم رو قشنگ کشیده خوب من تعریف نکنم کی تعریف کنه) اینم یه پسره با باباشن دارن می گن مگ مگ (مرگ بر)اسراییل،مگ مگ اسراییل
من:![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بابا سعید:![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بچه کی اینو بهت یاد داده تو رو چه به این حرفا

این هم یکی دیگه از عکسهای عیده سیناست که تو مهد کودک ازشون گرفتن ...
چند روز پیش غذاش رو براش ریختم یادم رفته بود سالاد درست کنم گفتم سینا جان می خوای کنار غذات گوجه فرنگی خورد کنم گفت:نه گفتم خیار چی ؟ سینا گفت: هیچی بعد زد زیر خنده و گفت خیار چی هیچی خیار چی هیچی تا ده دقیقه اینو برای خودش شعر کرده بود می خندید و می گفت خیار چی هیچی![]()
![]()
![]()
![]()
پسرم نقاش بود شاعر هم شد..... قربونت برم من![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سینا:مامان بگم بارون چطوری تشکیل میشه
من: بگو مامان جون
سینا: خورشید به دریاها می تابه، آب دریاها بخار می شه، بعد میره تو آسمون تخبیل(تبدیل) به ابر می شه بعد ابرا بارون می شن میان پایین
من: ذوق مرگ شدم و تا می تو نستم بوسیدمش گفتم از کجا یاد گرفتی گفت خاله لیلا تو مهد کودک بهمون یاد داده
قبلا کارهایی که تو مهد انجام میدادن رو تو خونه نمی گفت ولی الان مدتیه که میاد و توضیح می ده من هم اینجوریم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وای که چقدر این پسر گله













سال نو مبارک
دوستای گلم دنیا رو براتون شاد شاد و شادی را براتون دنیا دنیا آرزومندم .
ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها
ای تدبیر کننده روز و شب
ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر
حال مارا به بهترین حال دگرگون کن



دو تا عکس اولی رو مهد کودک سینا به شکل کارت پستال دراورده و بهمون به عنوان کادوی عید دادن اولیه برای عید پارساله....
ببخشید که بیشتر از این نمی تونم بنویسم برای همه دوستای گلم آرزوی سالی پر از خیر و برکت دارم
من: نه مامان جون اون فقط نقاشی اون آقا رو کشیده اگر آدم سیگار بکشه کار بدی کرده
سینا: مامان امیر علی بلند به خاله لیلا( مربی مهد) گفت: ج ی ش دارم کار بدی کرد؟؟
من : هر بچه ای می خواد بره دستشویی باید آروم به مامان یا خاله بگه نباید داد بزنه.
در حال صحبت بودیم که بابا سعید اومد و گفت دارید چی به هم می گید منم بهش تو ضیح دادم
سینا: خوب مامان داشتیم می گفتیم جلسمون رو ادامه بدیم
من و بابا سعید




پنج شنبه ۲۸/۹/۸۷ - پارک پردیسان - جشنواره بادبادکها
سینای قشنگم کلی بازی کرد و خوش گذروند
عزیز زری مهربون(مامان بابا سعید) هر سال برای سینا یه لباس خوشگل می بافه
ممنون از همه مهربونیهاتون
امیدوارم ۱۲۰ سال سایه شما و آقا جون بهرام بالای سرمون باشه
پلیوری که تن سیناست عزیز جون بافته

.jpg)
شب یلداتون مبارک......
نازد به خودش خدا که حیدر دارد دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عید سعید غدیر مبارک

سلام دوستای عزیزم.... بالاخره بعد از مدتها تونستم آپ کنم البته این دفعه از خونه
اول چند تا از نقاشی های پیکاسوی من رو ببینید
مامان قربون نقاشی های قشنگت بشه ... ماهی ، شتر، خونه و یه مزرعه پر از گلهای زیبا ... به نظر خودم ماهی رو خیلی قشنگ کشیده به قول خودش اباباشم (حبابشم) کشیده .... خوب من تعریف نکنم کی تعریف کنه
چند روز پیش سینا بهم گفت: مامان دیشب یه خواب ترسکناک( ترسناک) دیدم
من: چی دیدی مامان جون
سینا: آدم بدا اومدن خونه زن دایی، زن دایی رو کشتن
بعد من رفتم پایین کله ملق شدم بعد یه حیون وحشی با صدای وحشی اومد درشو قفل کرد دیگه صدا نشنوه بعد من یه جیغ کشیدم فهمید سرو صدا نیست بعدش همین بود یه ذره بود خوابم....( همون موقع سریع یادداشت کردم وگرنه مگه این جمله های درهم و ورهم یادم میموند)
من که چیزی از این خواب نفهمیدم .... فقط فهمیدم که سینا بی زن دایی شد( البته دور از جون زن دایی جون)
حتما خواب بچه چپه... هر کی علم تعبیر خواب می دونه خبرمون کنه خوشحال می شیم...
مغزم به من دستور داد(جمله ای که جدیدا تو جواب اکثر کارهایی که نباید انجام بده و میده تحویلمون میده)
من:تلفنی از اداره ،سینا داری چی کار می کنی ؟
سینا: دارم لواشک می خورم
من: وای چه کار بدی مگه تو سرما نخوردی و گلو درد نداری... عمه مینا بهت لواشک داد؟
سینا: نه مغزم به من دستور داد که برم لواشک بخورم
سینا مامان اجازه میدی سی دی رییس دهکدمو ببینم ( توضیح : من و بابا سعید مدتیه تلویزیون دیدن سینا رو به خاطر علاقه بیش از حدش به دیدن فیلم و کارتون کمی محدود کردیم و امروز به خاطر تعطیلات و عید بهش اجازه دادم)
من: بله مامان جون
سینا: دستت درد نکنه فرشته، زیبا ، رنگین کمون، سیندرلا، باربی،زیبا، قربون اون صورت ماهت برم هر چی که بلد بود ردیف کرد ابراز علاقش منو کشته ... البته در مواقع مورد نیاز از این الفاظ محبت آمیز استفاده می کنه... مامان قربون ابراز علاقت بشه ...
فرشته کوچولوی من دوست دارم

